
چیز عجیبی است وقتی که می بینی حکومت مقتدر جمهوری اسلامی که به قول سردمدارانش جهان را به لرزه در آورده و چشم فتنه و فتنه گران داخلی را کور کرده، هنوز هم از کوچکترین تجمع و حرکت مردمی می ترسد.
چیز عجیبی است وقتی که می بینی بدون هزینه برای حتی یک عدد «ساندیس» مردم به صورت واقعا خودجوش به حرکت در می آیند و از صبح زود برای بدرود با پیکر فوتبالیستی که سالهاست از جانب حکومت بایکوت شده است در مقابل خانه و بیمارستان جمع می شوند.
چیز عجیبی است که می بینی با وجود تمام محدودیت ها در عرض کمتر از سه ساعت بیش از 5/4 میلیون پیام کوتاه در حمایت از او به برنامه تلویزیونی نود ارسال می شود.
چیز عجیبی است وقتی می شنوی که حتی پیکر او را هم به جای ورزشگاه شیرودی (امجدیه سابق) که تنها مصرف این روزهایش مراسم تشیع جنازه ورزشکاران است، از وحشت حضور مردم به ورزشگاه آزادی در خارج تهران تبعید می کنند.
و باز چیز عجیبی است که وقتی صبح زود در مقابل بیمارستان انبوه مردم از ماموران انتظامی می شنوند که پیکر او را هم نیمه شب از بیمارستان خارج کرده اند مبادا که مردمی که امکان رفتن به آزادی را ندارند در آنجا جمع شوند.
شاید عجیب ترین چیز این باشد که در این چند ساله اخیر هر کس کوچکترین تنش و اصطکاکی با حکومت جمهوری اسلامی پیدا کرد حتی اگر در پس این اختلافات هیچ انگیزه سیاسی هم وجود نداشت، بلافاصله به قهرمان ملی تبدیل شد. و در طرف مقابل هر کس بر سر خوان حکومت نشست منفور و ضد قهرمان شد.
در دسته اول شجریان و مهران مدیری و ناصر حجازی و در گروه دوم علیرضا افتخاری و پروانه معصومی و شریفی نیا جای گرفتند.
ژوئن 1, 2011 at 8:50 ب.ظ.
افسوس که ستمگران و مستبدان از تاریخ عبرت نمیگیرند و حتی بر آنچه امروز در جلوی چشمانشان میگذرد چشم میپوشند. ننگ و نفرین بر ستمگران و کوردلان
مه 26, 2011 at 10:19 ق.ظ.
بد نيست كه در ارتباط با اين پست، به قهرمان پوشالي وزنه برداري حسين رضازاده اشاره كنيم كه روزگاري در قلب مردم بود و امروز آن قدر بي ارزش شده كه وقت نمي كنيم ازش متنفر باشيم.